فاطمه گل زردی
عدالت کلمه و واژه نيکويي است در قاموس ها ي زبان و ادب هر جامعه بشري و همه جهانيان به آن احترام و اکرام زيادي دارند و در تمام قرون گذشته به آن نياز جدي وجود داشته است در حال حاضر وآينده نيز ...
ادامه مطلب
فاطمه گل زردی
عدالت کلمه و واژه نيکويي است در قاموس ها ي زبان و ادب هر جامعه بشري و همه جهانيان به آن احترام و اکرام زيادي دارند و در تمام قرون گذشته به آن نياز جدي وجود داشته است در حال حاضر وآينده نيز ...
به نام خدا
سومین جلسه از سلسله جلسات بحث و گفتگو میان اعضای انجمن دانش آموختگان مراکز سمپاد خرم آباد در روز دوشنبه 12/6/86 برگزار شد.
موضوع بحث در این جلسه مسئله حقوق زن بود که با حضور تعدادی از اعضا مورد بررسی قرار گرفت.
در این مقاله خلاصه مباحث مطرح شده و دیدگاه های شرکت کنندگان نگاشته شده است.
با تشکر از آقای بهزاد نایبی
ایران در میان هزار دانشگاه اول دنیا جایگاهی ندارد
جدیدترین رده بندی دانشگاههای دنیا در سال ۲۰۰۷ بر اساس وبومتریک اعلام شد که بر اساس آن هیچ دانشگاهی از ایران در میان هزار دانشگاه اول دنیا قرار نگرفته است. در این رده بندی دانشگاههای ژاپن، تایوان و چین برترین کشورهای آسیایی هستند.
به گزارش خبرنگار مهر، یک نوع رده بندی دانشگاههای دنیا، تعداد مراجعات به سایت دانشگاههای دنیاست. بزرگی سایت دانشگاه (تعداد صفحات پایگاه اینترنتی)، حجم فایلهای پیدیاف، ورد و پاورپوینت قابل دسترس، تعداد مقالاتی که در ۱۰ سال گذشته منتشر شده، تعداد ارجاعاتی که این مقالهها داشته است، تعداد بینندگان وبسایت دانشگاه و تعداد لینکهای خارجی پایگاه اینترنتی از جمله معیارهای لحاظ شده در رتبهبندی این سایت است.
در رده بندی جهانی دانشگاههای دنیا بر اساس وبومتریک، ۲۰ دانشگاه صدر جدول دانشگاههای آمریکایی هستند. بیست و یکمین دانشگاه برتر دنیا دانشگاه کمریج انگلستان است. رتبه های ۲۲ تا ۲۷ نیز مجددا به دانشگاههای آمریکا اختصاص یافته است. دانشگاه تورنتو کانادا در جدول برترین دانشگاههای دنیا در مقام بیست و هشتم قرار گرفته است و پس از آن مجددا تا رتبه ۳۴ به دانشگاههای آمریکایی اختصاص یافته است.
دانشگاه بریتیش کلمبیا از کانادا در ربته سی و پنجم قرار دارد. از رتبه ۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ نیز مجددا به دانشگاههای آمریکا اختصاص یافته است. آکسفورد دانشگاه پرآوازه انگلستان در این رده بندی در جایگاه چهلم قرار گرفته است.
در این رده بندی دانشگاه استنفورد در جایگاه اول، دانشگاه صنعتی ماساچوست در جایگاه دوم، دانشگاه برکلی کالیفرنیا در جایگاه سوم، هاروارد در جایگاه چهارم و دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در جایگاه پنجم قرار گرفته اند.
دانشگاههای میشیگان و کرنل نیز در رده های ششم و هفتم دانشگاههای دنیا بر اساس وبومتریک قرار گرفته اند.
در میان ۵۰ دانشگاه برتر دنیا علاوه بر دانشگاههای آمریکا، انگلیس و کانادا دانشگاه هلسینکی فنلاند نیز به چشم می خورد.
برترین دانشگاه آسیایی در رده بندی جهانی دانشگاهها بر اساس وبومتریک دانشگاه توکیو ژاپن است. این دانشگاه در رتبه ۵۹ قرار گرفته است.
از دانشگاههای آمریکای مرکزی و جنوبی نیز یک دانشگاه از مکزیک در رده ۶۹ جای گرفته است.
دومین دانشگاه آسیایی در رده بندی جهانی دانشگاهها بر اساس وبومتریک دانشگاهی از تایوان است که در رده ۹۶ قرار گرفته است. سومین دانشگاه نیز دانشگاه کیوتو ژاپن است که در رده بندی ۱۱۶ جای گرفته است.
دانشگاه سائوپائولو برزیل نیز به عنوان دومین دانشگاه آمریکای مرکزی و جنوبی در رده بندی جهانی دانشگاهها در مقام ۱۲۸ قرار گرفته است.
چهارمین دانشگاه آسیایی این رده بندی جهانی متعلق به چین است. دانشگاه BEIJING از چین در این رده بندی در جایگاه ۱۲۰ است. دانشگاه کیو ژاپن نیز به عنوان پنجمین دانشگاه برتر آسیا در این رده بندی در جایگاه ۱۳۹ قرار گرفته است.
نکته قابل توجه این است که ایران در رده بندی جهانی در میان ۱۰۰۰ دانشگاه اول هیچ جایگاهی ندارد و در آسیا نیز در میان ۱۰۰ دانشگاه نامی از دانشگاههای ایران دیده نمی شود.
برترین دانشگاه ایران در این رده بندی دانشگاه تهران است که در رده ۱۳۷۳ قرار گرفته است. دانشگاه صنعتی شریف نیز در جایگاه ۲۲۵۵ قرار گرفته است. دانشگاه علوم پزشکی تهران در رده ۲۴۷۰، دانشگاه امیرکبیر در رده ۲۷۲۳، دانشگاه صنعتی اصفهان نیز در رده ۲۷۵۲ جهان قرار گرفته اند.
در خاورمیانه نیز ایران در جایگاه دوم قرار دارد. پس از دانشگاه فهد عربستان دانشگاه تهران در مقام دوم قرار گرفته است. پس از دانشگاه تهران نیز دانشگاه های لبنان، امارات و فلسطین قرار گرفته اند. دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز در جایگاه ششم قرار گرفته است.
پویا نظری
مباحث مورد بحث و هم چنین تفاهمات صورت گرفته در بحث "شکاف نسلی" را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :
الف : داشتن یک نگاه جامعه شناختی :
1- جامعه و حرکت آن به سوی آینده فقط ناشی از اراده ، نقش و برنامه افراد و گروه های حاضر در دستگاه حکومتی نیست بلکه ناشی از برآیند فعالیت نیروهای فعال در حکومت و هم چنین نیروهای فعال در جامعه است. جالب آنکه نیروهای فعال در جامعه و حکومت برای حفظ موقعیت خود در سلسله مراتب جامعه با هم در حال همکاری ، رقابت و خصومت هستند و در چالش های خود به طور دایم اوضاع را بررسی و تغییر رفتار نشان می دهند. لذا هر کدام جامعه را به طرفی می کشد. از این رو باید آینده را نتیجه ی برآیند نیروهای گوناگون در جامعه دید.
بررسی روند جامعه بر مبنای تحلیل نیروهای فعال در جامعه و حکومت کاری سخت و غیر ممکن است . اما یک نگاه مناسب برای بررسی ، مقایسه جامعه فعلی با یکی از جوامع موجود است. (بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
آشفتگی اجتماعی
انسان موجودی اجتماعی است و از هنگام تولد نیازمند به انسان های دیگر است.که این نیاز شامل نیازهای اقتصادی، اجتماعی، جسمانی و...می باشد.از این جهت است که انسان نیازمند زندگی گروهی است و در برخورد با اجتماع با افراد دیگر و ادرارت و سازمانهای دولتی و غیر دولتی مختلفی به طور مستقیم سر و کار دارد. در این بین هر فردی باید هنجارهای آن جامعه را پذیرفته و طبق دستورات و قوانین آن جامعه رفتار کند و هنجارها را در روابط اجتماعی برای خود ارزش تلقی کند .
در اثر زندگی گروهی روابط اجتماعی انتزاعی و مفاهیمی که معانی مشترک دارند به نماد تبدیل می شوند و ارتباط بین انسان ها از طریق این نمادها می باشد. یک هنجار تعیین می کند که یک فرد در شرایطی که در آن قرار می گیرد چه رفتاری را باید از خود نشان دهد .البته باید این موضوع را در نظر داشت که هر گروهی از انسان ها دارای عقایدو نظرات متفاوتی نسبت به گروه قبل خود هستند یعنی اینکه هنجارها ممکن است در طول تاریخ تغییر پیدا کنند و نسل به نسل شکل تازه ای به خود بگیرند .
هنجارها در هر جامعه ای بر اساس ارزش و اهمیت خود در بین همان جامعه یکسان نیستند به طوری که سامنر یکی از پایه گذاران جامعه شناسی آنها را به سه گروه تقسیم می کند : شیوه های قومی ، شیوه های اخلاقی و قوانین .
شیوه های قومی هنجار هایی هستند که در زندگی روزمره بر مبنای سنت، عادت، و آداب معمول دنبال می شود .نقض این نوع هنجارها با عکس العمل شدید مواجه نمی شود. رفتارهایی مانند سلام و تعارف، نحوه ی پذیرایی از مهمان شیوه ی غذا خوردن و اجرای بعضی از مراسم شامل این هنجارهاست.
شیوه های اخلاقی مبتنی بر اعتقادات با ارزش و اهمیت در میان مردم هستند و نقض آنها عکس العمل شدیدی را در پی دارد مثل اعتیاد به مواد مخدر ، دزدی و... .
قوانین قویترین هنجارها هستند، زیرا نوشته شده می باشند و نقض آنها مجازاتهای مشخصی را در پی دارد که شامل مجازات مالی، زندانی شدن و حتی اعدام می گردد.
ولی دربین تمام افراد یک جامعه افرادی هستندکه قوانین را نادیده می گیرند ،هنجارشکنی می کنند و برخلاف دستورالعمل های معمول درجامعه رفتار می کنند در نتیجه باعث می شوند بی نظمی و یک سری از کج رفتاریها و آشفتگی ها در جامعه رواج پیدا کند .
از دیدگاه مرتون منظور از کج رفتاریها رفتاری است که که به شکلی آشکار باهنجارهایی که برای پایگاههای اجتماعی افراد تعیین شده است متفاوت باشد.
اگر این جریان ادامه پیدا کند جامعه باعث آشفتگی های فراوانی می شود که دامنه آن از عدم رعایت قوانین تا دزدی ، قتل و دیگر انحرافات می رسد.
واژه ی آشفتگی اجتماعی ابتدا توسط امیل دورکیم و سپس با فاصله زمانی بیش از پنجاه سال توسط مرتون مطرح گردید . در بررسی آشفتگی اجتماعی باید سیاست های کلی و پایه ای جامعه مورد ارزیابی قرار گیرد که طی آن علتهای اصلی بروز پیدا می کنند . از دیدگاه جامعه شناسی انحرافات و آشفتگی های اجتماعی شامل طیف وسیعی از رفتارها می شود که تحت تأثیر عوامل گوناگونی واقع می شود .
در بهترین نمونه از دیدگاه ها در مورد آشفتگی می توان به نظریه مرتون اشاره نمود که بحث می کند هنجار شکنی به علت تناقض در اهداف و شیوه های دستیابی به هدف در یک جامعه یا فرهنگ آن پدید می آید و جوامعی که دارای چنین تناقض قوی باشند، ارقام بالاتری از کج رفتاری را خواهند داشت.
اما نکته قابل بحث این است که عواملی که باعث می شود یک فرد هنجارها را به ضد هنجار تبدیل کند چیست؟ ( بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)
اینجا آفریقا*
امروزه حضور خانم ها در صحنه های اجتماعی و فرهنگی به اثبات رسیده است. اما هنوز نگاه ها به «زن سیاستمدار» به گونه دیگری است.
خانم هایی که با وجود احساس مادرانه ، تصمیم هایی بزرگ می گیرند. در این میان قرار گرفتن زنان در کسوت نمایندگان پارلمان بیش از سایر شغل ها به چشم می خورد. اگر از شما بپرسند بیشترین درصد خانم های نماینده پارلمان متعلق به کدام کشور است ، بی شک از ایالات متحده یا یکی از کشورهای اروپایی نام خواهید برد. در حالی که بیشترین تعداد خانم های حاضر در یک پارلمان متعلق به کشوری است در میان قاره سیاه آفریقا : «رواندا»
رواندا با جمعیتی حدود 8/7 میلیون نفر از جمله کشورهای کوچک آفریقاست. پارلمان رواندا با 8/48 درصدنماینده زن جایگاه نخست را در فهرست پارلمان هایی که اکثریت اعضا را بانوان تشکیل می دهند دارد و پس از آن سوئد با 3/45 و دانمارک با 38 درصد نماینده زن در پارلمان مقام دوم وسوم را دارند.
این قضیه برای سوئد و دانمارک مساله خاصی نیست و توجه جهانیان را جلب نمی کند ، زیرا کشورهای اسکاندیناوی در زمینه آزادی ، از جمله سرزمین های برتر محسوب می شوند بویژه آزادی مطبوعات که حتی بالاتر از ایالات متحده آمریکا قرار می گیرند.اما این مطلب که بیشترین تعداد زن در پارلمان متعلق به رواندا است نه تنها برای این کشور که برای کل آفریقا افتخار بزرگی است. پارلمان رواندا از 2 بخش تشکیل می شود :
بخش اول : مجلس نمایندگان که 80 عضو دارد و برای یک دوره 5 ساله انتخاب می شوند. از این میان 53 نفر توسط رای مستقیم مردم و 24 نفر نیز توسط شوراهای شهرهای مختلف برگزیده می شوند و نیز نماینده ای از انجمن ملی جوانان و نماینده ای از سوی انجمن معلولین در .
بخش دوم: مجلس سنا که شامل 26 عضو است که اعضای آن برای دوره ای 8 ساله انتخاب و یا منصوب می شوند. از این تعداد 8 نفر را رییس جمهور و 2 نفر را هیات های دانشگاهی منصوب می کنند. دیوانخانه سیاسی رواندا 4 نفر را برای عضویت معرفی می کند. 12 کرسی باقیمانده مربوط به اعضایی است که با انتخاب مستقیم مردم به این مجلس راه می یابند.
چیدمان و ترکیب اعضای این دو بخش بسیار قابل تامل است.
با این حساب متوجه می شویم زنان رواندایی چه مراحل سختی را پشت سر گذاشته اند تا وارد صحن پارلمان شوند.و این نشان دهنده اعتمادی است که مردم رواندا به بانوان این کشور دارند
نکته دیگر اینکه جایگاه مناسب احزاب در میان مردم این کشور است ، به شکلی که هم رییس پارلمان و هم رییس جمهور در حقیقت نمایندگان احزاب مختلف برای تصدی این پست بوده اند
آخرین دوره انتخابات پارلمانی در رواندا در سال 2003 برگزار شده است که در سه سال گذشته طرح های گوناگونی در این پارلمان بررسی و تصویب شده اند که محتوای بسیاری از آنها فقر ، بیکاری و ایدز بوده است. مشکلاتی که هر یک ریشه ای در خارج از رواندا دارد.
فقر و بیکاری حاصل سال ها استثمار این کشور توسط کشورهای غربی است و ایدز نیز بیماری مدرن قرن حاضر است.
با این اوصاف پارلمان نقشی بسیار حساس و حیاتی در اوضاص سیاسی رواندا دارد و باید دید بانوان این کشور با این آزمون تاریخی چه برخوردی خواهند داشت
پویا نظری
* (برگرفته از مقاله چاپ شده ای در روزنامه اعتماد با اندکی تغییر)
« آیا تغییر و اصلاح در ساخت و بافت جامعه به دست نخبگان و از بالا انجام می شود یا بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین ؟
در دو سده ی اخیر برخی نخبگان سیاسی ایران می خواسته اند در ساخت و بافت جامعه ای که در آن قرار می گرفته اند اصلاحاتی بکنند و تغیراتی دهند. گرچه اینان در وجدان تاریخ توفیقاتی به دست آورده اند و نامشان به نیکی بر صفحه ی روزگار بر جا ماند اما خود قربانی خواست ها و بستر نامساعد اجتماعی شدند. نمونه بارز آن میرزا تقی خان امیرکبیر است و پیش از او میرزا ابوالقاسم قائم مقام و پس از او دکتر محمد مصدق . این سه تن نه در خواست و اراده تنها بودند و نه در نتیجه ای که عایدشان شد. » (بخشی از کتاب جامعه شناسی نخبه کشی)
این کتاب که توسط علی رضاقلی و در چاپ اول در سال 77 به روی پیشخوان کتاب فروشی ها آمد تا اسفند ماه سال 84 به چاپ بیست و چهارم رسید که این اتفاق در بازار نشر کتاب در ایران به ندرت پیش می آید.
بررسی رفتارها و زیرساخت های اجتماعی ایران در سه دوره تاریخی که در آن دوران افرادی برای ایجاد اصلاحاتی در سطح جامعه ظهور کرده اند موضوع اصلی مطرح شده در کتاب است .
می توان گفت این کتاب در حقیقت به دنبال پاسخ دادن به این سوال است که چگونه است که جامعه ایران در برخی دوران های تاریخی افرادی را برای ایجاد برخی اصلاحات در مسند قدرت قرار می دهند اما بعد از چندی خود این جامعه سبب از بین رفتن این افراد به بدترین شکل ممکن می شود
خواندن این کتاب علاوه بر اینکه تصویر روشن تری از جامعه ایران در یک سیر تاریخی به مخاطب می دهد نیز در نشان دادن رابطه مردم – دولت ( یا مردم – قدرت ) بسیار مفید است.
نکته قابل تامل در مورد این کتاب را می توان سال اولین چاپ آن دانست ( 1377 ) یعنی یک سال بعد از به قدرت رسیدن کسی که خود را چندمین اصلاح گر دولتی تاریخ ایران معرفی کرد و می توان با در دست داشتن یک ذهن آگاه ( ناشی از خواندن این کتاب ) تحلیل درست تری از چگونگی و شروع دوره اصلاحات در ایران (در سال 76 ) و نیز عوامل منجر به شکست این دوره را بررسی کرد .
نویسنده این کتاب به درستی در نشان دادن مختصات اجتماعی دوران های مختلف جامعه ایران شرایط اقتصادی و وضعیت رفاه اقتصادی مردم هر دوران را نشان داده است که رعایت این نکته بسیار حایز اهمیت است چرا که رفتار و کارکرد اجتماعی یک جامعه بیش از همه چیز به وضعیت اقتصادی مردم آن جامعه وابسته است.
از دیگر عوامل اقبال عمومی این کتاب می توان استفاده از زبان بسیار روان و ساده فهم نویسنده آن بدون استفاده از کلامات و مفاهیم پیچیده (مسئله ای که متاسفانه در چند سال اخیر مانند آفتی به جان متون کتاب هایی از این دست افتاده است )
خواندن این کتاب به تمام انسان هایی که علاقه مند به ایفای نقش در جامعه خود و یا حتی فقط در پی تحلیل آن هستند توصیه می شود چرا که کمک به شناخت درستی از مخاطب پیرامون جامعه ای که در آن زندگی می کند و وظیفه ای که نسبت به آن دارد از تاثیرات دیگر این کتاب است.
« چنانچه اشخاص بهترین تحصیلات را هم داشته باشند کوچکترین استفاده ای از آن نخواهد شد مگر اینکه به امور اجتماعی علاقه پیدا کنند » ( دکتر محمد مصدق )
پویا نظری
نگارنده سعي دارد با بيان مطالبي هر چند خلاصه و اندك لزوم انجام فعاليتهاي اجتماعي را براي انسانهايي كه در جوامع مختلف با ويژگيهاي خاص خود زندگي ميكنند را بيان كند .
از زماني كه انسان خود را در جامعه ديد ( در اينجا منظور از جامعه ، اجتماعي از انسانهاست و تعريف جامعهشناختي جامعه مد نظر نيست ) بر اساس نيروي تفكر و تعقل خود به اين نتيجه رسيد كه نيازهاي جديدي علاوه بر نيازهاي فردي وي بوجود آمدهاند ،( كه ميتوان آنها را نيازهاي اجتماعي انسان ناميد ) و هم اينكه بخشي از نيازهاي فرديش نيز بايستي در حيطه اين اجتماع برآورده شوند .
با اندكي تامل به اين نتيجه ميرسيم كه انسان از زماني كه در اين اجتماع قرار ميگيرد هم براي رفع نيازهاي اجتماعياش و هم براي رفع بهتر نيازهاي فردياش محكوم به تعامل با اين اجتماع ميباشد .
اگر رفتارهاي انسان را در شكل ايدهآل آن فقط ناشي از آگاهيهاي وي بدانيم بطور حتم اين سوال مطرح ميشود كه ريشه آگاهيهاي انسان چيست و به عبارت ديگر خاستگاه آگاهي انسان چه ميتواند باشد ؟
آيا آگاهيهاي انسان ناشي از شرايط اجتماعيايست كه وي در آن زندگي ميكند ؟ آيا آگاهيهاي انسان ناشي از برخورد ارگانيك طبيعت انساني با محيط پيرامونش است ؟ آيا آگاهيهاي انسان ناشي از رابطه ديالكتيكياست كه وي با اجتماع دارد؟ و .......
جواب به اين سوال مبحث بسيار گستردهاي است كه پرداختن به آنرا به نوشتههاي بعدي واگذار ميكنيم.
آن چه مسلم است در ارتباط قرار گرفتن انسان با اجتماعاش است .
و مسئلهاي كه بايد نمايان شود اين است كه اين ارتباط و تلاشها براي بهتر زندگيكردن انسان صورت ميگيرد . بهتر زندگي كردني كه هم زيست بهتر فردي و هم زيست بهتر كل اجتماع را شامل شود .
بنابر شواهد تاريخي از همان آغاز ، انسان براي دستيابي به اين زيست بهتر سعي در تدوين قراردادهايي بين افراد اجتماع داشته است كه ميتوان تاريخ آن را از تعيين زمان شكار و تعيين شكارچيان براي انسانهاي اوليه تا قرارداد تاسيس كافينتها در دنياي امروزي در نظر گرفت .
همچنين بايد اين مسئله را هم در نظر گرفت كه انسان موجودي است كه در طول تاريخ در حال تكامل ميباشد ، بنابراين بطور حتم قراردادها و اجتماعي كه در آن زندگي ميكند نيز در حال تكامل است .
از يك نظر ميتوان قراردادهايي كه بين انسانهاي در جامعه تدوين ميشود (قراردادهاي اجتماعي)را به دو دسته تقسيم كرد . دسته اول قرادادهايي كه به شكل نوشته شده توسط بخشي از جامعه ( نمايندگان همه افراد موجود در جامعه ) براي همه افراد تدوين ميشوند كه آنها را قوانين (مانند قانون اساسي و قانون كار و .........) ميناميم و دسته ديگر قراردادهايي است كه به شكل سيال و نانوشته در ميان افراد جامعه وجود دارند كه ميتوان آنها را عرف ناميد
در مورد قوانين و عرفهاي موجود در جامعه بايد دانست كه هر دو آنها : الف) تابع مكان و زمان بوجود آمدن شان هستند پس قاعدتاً در گذر زمان دستخوش تغييراتي خواهند شد و ب) در تدوين اين قراردها بايد مسايلي مانند تاريخ ، هويت ، سنتها ، آداب و رسوم ، نيازها ، مذاهب و محدوديتها را در نظر گرفت .
حال خارج از در نظر گرفتن اين مورد كه يك فرد در اين جامعه در جايگاه نماينده مردم يا نخبه اجتماعي يا روشنفكر يا فعال اجتماعي (كه البته هر كدام از اين مفاهيم تعاريف خاص خود را دارند و با تعاريف موجود اندكي تفاوت دارند ) و يا فردي كه در هيچكدام از اين تعاريف قرار نگيرد بايد بپذيريم كه اين قراردادها بايد برآوردهكنندهي نيازهاي همه افراد موجود در اجتماع باشد .
اكنون اگر يك فرد خواهان زيست بهتر و در حقيقت خواهان متكاملتر كردن قراردادهاي اجتماعي موجود ميباشد بايد بپذيرد كه اين قراردادها فقط بوسيله حضور او به عنوان كسي كه خواهان برآوردهكردن نيازها و نيز متكاملتر كردن قراردها ميباشد امكانپذير است يعني بعبارت ديگر بايد اين فرد با حضور خود در صحنه عمومي و گاهاً تصميمگيرنده اجتماع سعي در احقاق حقوق از اين قراردادها با در نظر گرفتن احترام به حقوق ديگران باشد . و به اين شكل است كه ميتوان قراردادهاي اجتماعي را تغيير و يا تكامل داد .
بنابر تقسيمبنديهاي موجود دو بخش اصلي براي روند تدوين قراردادهاي اجتماعي وجود دارد : 1) بخش تصميم گيرنده و 2 ) بخش تصميم سازنده
بخشهاي تصميم گيرنده جامعه آندسته از افرادي هستند كه به واسطه انتخابشان توسط همهي افراد جامعه در مرجع تميمگيري براي همه افراد با داشتن اختيارات و محدوديتها خاص قرار ميگيرند و بخشهاي تصميمسازنده ديگر افراد جامعه هستند كه با رفتار اجتماعي (و در حقيقت فعاليت اجتماعي خويش) ميتوانند بازگو كننده نيازهاي اجتماعي جامعه و در نتيجه اهرم موجود براي تغيير در قراردادهاي اجتماعي موجود باشند .
به اين ترتيب ميبينيم كه لازم نيست يك فرد هميشه در جايگاه تصميم گيرنده باشد تا بتواند تغيرات مورد نظر را ايجاد كند بلكه ميتواند بعنوان يك فعال اجتماعي بوسيله تصميمسازيهايي كه صورت ميدهد بخش تصميم گيرنده را به تغيير در قراردادهاي موجود وادار سازد . البته در مورد قراردادهاي اجتماعي نانوشته ( عرف ) اين تغيرات به مراتب سادهتر و امكانپذيرتر صورت ميگيرد.
از مشخصترين بخشهاي تصميم سازنده جامعه كه از پيامدهاي مدرنيته در دنياي امروز ميباشد ميتوان تشكلهاي NGO (تشكلهاي غير دولتي NOT GOVERNMENT ORGANIZATION ) را نام برد كه در حقيقت اين تشكلها به دليل اينكه خارج از قدرت (منظور قدرت در دسترس دولت است) ميباشند پس در حقيقت انگيزه دستيابي به منافع خاص و دارا بودن از امكانات ويژه كه معمولاً در ميان دولتيون ديده ميشود در ميان آنها بسيار پايين است .
بررسي دو ويژگي در مورد اين تشكلها حايز اهميت است ويژگي اول آنكه اين تشكلها تمركزشان بيشتر بر روي كاركردن بر روي افراد جامعه ميباشد و در حقيقت نيروي كمتري را صرف فشار آوردن بر روي بخش تصميم گيرنده جامعه ميكنند چرا كه الف) ميخواهند به اين وسيله خود بخشي از مشكلات موجود در جامعه را حل كنند و ب)به اين وسيله ميتوان تاثير بيشتري را بر روي قراردادهاي اجتماعي سيال (عرف) گذاشت و ج)وارد آوردن فشار بر روي بخش تصميمگيرنده امكانات و شرايط خاصي را ميطلبد كه عموماً در اختيار اين تشكلها نيست
و ويژگي دوم آنكه بدليل دور بودن اين تشكلها از دولت و قاعدتاً از منابع قدرت،ثروت و امكانات، مردم با اعتماد بيشتري به فعاليتهاي آنها پاسخ ميدهند پس در نتيجه با پذيرش و اقبال عمومي بيشتري نسبت به ديگر بخشها مواجه ميشوند .
با نگاهي منطقي ميتوان به رابطه مستقيم بين وجود و دامنه فعاليت اين تشكلها و توسعه انساني جوامع پي برد ، بعنوان مثال در هر كدام از كشورهاي آلمان و سوئد كه از نظر ملاكهاي موجود در دستهي كشورهاي داراي توسعه انساني بالا به حساب ميآيند تعدادي نزديك به 100 هزار تشكل غير دولتي فعاليت ميكنند كه اگر ميانگين اعضاء هر كدام از آنها را 100 نفر در نظر گرفت با رقم 10 ميليون نفر مواجه ميشويم كه در حقيقت بازگو كننده اين واقعيت است كه در هر كدام از اين كشورها 10 ميليون نفر از مردم در تصميمسازيها و در نتيجه تصميمگيريهاي موجود در جامعه نقش فعال دارند.
نكته پاياني اينكه ميتوان تقسيمبنديهاي خاص خود را از جوامع مختلف در نظر گرفت و بر اين اساس ميتوان وجود انجمن ما را نيز بعنوان يك بايد و لزوم اجتماعي در نظر گرفت كه با هدف ارتقاء سطح تعاملات اجتماعي بوجود آمده است
با بيان مطالب گفته شده حال شايد پاسخ دادن به اين سوال كه «چرا فعاليتهاي اجتماعي را در پيش بگيريم» اندكي راحتتر به نظر ميرسد